خرید بک لینک
این روزا یه کوه از دلمشغولی ام .

نمیدونم چرا ... وقتی از بالا به زندگی نگاه میکنم میبینم همه چیز داره خوب پیش

میره.حداقل جز زندگی شخصیم که افتصاخه باقی چیزا نگران کننده نیست.

ولی واقعا نمیدونم چرا انقدر دلشوره دارم همش.انگار وحی نازل شده که نگران

یه چیزی باشم همیشه.من اینجوری نبودم به خدا....

ولی میدونم چی شد که اینجوری شدم.همون روز لعنتی این اتفاق افتاد .همون

روزی که بابا تو اتاق عمل بود و من با استرس به دره بسته خیره بودم .همون

روزی که از استرس حتی نمیتونستم بلند شم و قدم بزنم .همون روز که همه وجودم

ترس بود. اونقدر استرس داشتم که صدای پاشنه کفش مادرم سوهان جسم و روحم

شده بود.همون روز که بابام دیگه چشماشو باز نکرد....

باباییییییییی ببین با رفتنت چی تو وجودم گذاشتی! ببین دیگه دنیا برام دنیا نمیشهههههه

بابایی ببین هیچ کس بلد نیست مثل تو باشه!

بابایی جونمممم فقط یه لحظه نگام کن و ببین دخترت به چه روزی افتاده بابایی ببین

پر از خار شده تنم!

کجایی پس؟ روزه پدر شده باز

روزه پدرای سالای پیش مگه بهت بد میگذشت که دیگه دوس نداری پیشم باشی؟

مگه برات با دستای خودم پاستیل درست نمیکردم؟ مگه کیکای خوشمزه نمیپختم؟

مگه خونه رو بهشت نمیکردم؟ مگه کاری نمیکردم که همه باباها بهت حسودی کنن؟

بابا حالا چکار کنم؟ ای خدااااااااااا

دردم زیاده دارم خفه میشم .بابا اینجا بدون تو جای من نیست.در توانم نیست بدون تو

زندگی کردن .میشه منو ببری پیش خودت؟ تورو خداااااااا التماست میکنم باباییییییییی

اینجا همه زندگی کردن بدون منو بلدن فقط منم که باد نمیگیرم زندگی بدون تورو

تو شهر هیاهو شده ...روزه پدره اخه

انگار شهر خوشحاله ! پس من چی اخههههه؟

بس کنید بی انصافااااا تو رو به جون عزیزاتون بس کنید ! چه خبرتونه؟

من بابا ندارم دیگه .یه کم اروم باشین .چرا هیچ کس هوای دل منو نداره؟

بابا کاش بودی.اون قلب قشنگت کاش بیشتر تحمل میکرد .

بابا خیلی بی انصافی .

منو سپردی به کی و رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برچسب: پدرم,روزت,مبارک, نویسنده: میلاد کریمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:07

صفحه بندی